X
تبلیغات
رایتل

سوگند نوشته

هر چه از دلم بر آید بر این وبلاگ نشیند!
جمعه 23 اسفند‌ماه سال 1392

من سوگند .....یک خردادی واقعی میباشممممم

سلاااااااااااام

من متــــولـــد خرداد هستم..
بیشتر عـــادت به عـــادت نکردن دارم ..

اگر از خطایت گذشتم، دلیل گذشت بعدی ام نیست ..

خودم هم نمیدانم چــــــــرا گاهی به بعضی ها ؛

بیشتر از عیارشان بهــــاء میدهم

تست غرور یک خردادی ,

تست دوست داشتن توست .
اگر دیدی یک خردادی در برابر خطای تو

از غرورش گذشت

مطمئن باش

تو را بیشتر از آنچه در متخیله ات میگذرد

دوست دارد

اما امان از روزی ک یه خردادی عاشق بشه
دیگه تا طرفو به دست نیاره کوتاه نمیاد

حتی اگه همه ی دنیا مخالفش باشن .....

کلا خردادیا یا خیلی عاشقن یا خیلی بی تفاوت .....

ﻭﺟﻮﺩ ﯾﮏ خردادی......

ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺮکس نه تکرار ﻣﯽ ﺷﻮﺩ..... 

نه تکراری 

خردادیم  

ریلکسم 

در عین حال عصبانیتم با خندست 

خب در راستای علاقه یک ۲۸خردادی به عکاسی به ادامه مطلب برو  

ادامه مطلب ...

دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1392

اینم از برف خوشگل امسالمون

سلام به روی ماهتون 

به  چشمون سیاهتون

خب دیگه اینم از زمستون امسال 

با این برف بالای یک متری که گیلان ما رو سفید پوش کرد حسابی غافل گیر شدم 

و یکم دیرتر اومدم براتون عکس بزارم.اینم یک عکس از درخت انجیر کهنسال تو کوچمون که برفی شده  ،توی ادامه مطلب هم دو تا عکس قشنگ برف هس

  

راستی مهربون ها ولنتاین رو پیشاپیش بهتون تبریک میگم،بعد اینکه امروز با بهترین مهربون دنیا یعنی دوست جیگرم راضیه جون رفتیم خرید و آخراش رفتیم میدون شهرداری تا ببینیم سر وصدا از چیه که با یه صحنه ی زیبا مواجه شدیم به مناسبت شب بیست و دو بهمن کلی بالن به دست مردم  هوا شد که آسمون شب رو حسابی تماشایی کرد ما که لذت بردیم عکسش رو میزارم تا شما ها هم تماشا کنید 

 

 

 

ادامه مطلب ...
جمعه 4 بهمن‌ماه سال 1392

بیاد دوران دانشجویی

سلام  

زیبایی هایی رو لمس کردم که بعضی ها حتی ندیدنش  

 چقدر خوشحالم برای این موهبت  

یادش بخیر حیاط دانشکده مان

 

 

شنبه 28 دی‌ماه سال 1392

چند تا عکس جدید از من

سلام سلام 

یکی از خوبی های شمالی بودنم اینه که با طبیعت و زیبایی هاش بیشتر دم خور میشم  

سعی میکنم با گرفتن عکس ازشون حسابی استفاده کنم  

امیدوارم خوشتون بیاد   

حال من خوب است اما با نظرات شما بهتر میشوم

 

 

بهار توی باغ خاله 

یکشنبه 22 دی‌ماه سال 1392

خدا جونم بابت همه چیزت بینهایت بار ممنون

سلام به روی ماه همه شما مهربون ها که مثل همیشه بهم افتخار دادید و پیشم اومدید 

خب این یک هفته ای که گذشت خیلی با داستانم مشغول بودم 

استاد یه طرح داده بود که باید دو ساعت از بعدظهر یک زن خانه دار رو می نوشتیم  

خیلی تلاش کردم و بالاخره دیروز بعد یک ماه تلاش بردمش،خوندم، و نقد شدم، کامل شد میزارمش اگه دوس داشتید بخونید (استاد دلگرم هم که مثل همیشه آدم رو دلگرم میکنه) مخصوصا وقتی که بهم گفت میتونستی یکم به گذشته بری گفتم استاد شما قبلا گفته بودید ماها نباید فعلا به گذشته شخصیت بریم گفت نه تو دیگه میتونی منم انقد ذوق کردم تو دلم که نگووووووووووبعدش هم گفت درباره طرح مرد تنها در شهر  دوس دارم دو تا از بچه ها به شکل یادداشت روزانه این رو بنویسند که باز اسم من رو گفت و من بازززززز

خیلی دوس داشتم دیروزو در کل و خوشحالم که میتونم بنویسم، راستی چهارشنبه هم امتحان زبان دارم برای این ترم که برام دعا کنید ممنون میشم

راستی یادم نرفته که عکاسی رو چقدر دوس دارم پس این عکس هم در راستای این یکی علاقم   

پارک ملت مشهد پاییز90

 

 

 

تابستان 92سقالکسار  

  

یکشنبه 15 دی‌ماه سال 1392

گوش شیطان کر حال من خوب است...:) اما با شما بهتر میشوم:)

سلام به روی ماه همه ی مهربون هایی که چشمای نازشون رو میهمان سوگند نوشته من میکنن 

البته خودتونین صاحب خونه هستید ها 

این روزها چقدر حالم خوبه 

هر کسی ازم میپرسه چطوری میگم عالی ام عالیییییی    

    قبلنا فک میکردم خوشحالی و شادی فقط منحصر به دوران کودکی هست چون آدم هیچی حالیش نیست 

ولی حالا که میبینم حالم خوبه انقدربر فرضیه خودم خط بطلان میکشم(اوف چه فیلسوف شدم برا خودم) 

خب الان که این حس رو تجربه کردم پی بردم آدم وقتی میتونه حال خوب رو تجربه کنه که بدونه داره چیکار میکنه نه اینکه الکی الکی زندگی کنه  

مثلا تو این یکی دو هفته این دوستام که باهام چت کردند، بهم پیام دادند و بهم زنگ زدندیا هر طوری یادم کردند خیلی تو حال خوب من موثر بودند قربون معرفتشون بشم من(مریم ع،مریم ج،زهرا ز،زهرا ن ،نسیبه،ام البنین ،متین،عاطفه،نسترن،کبری،فرزانه،ملیحه،مهناز،ساناز،شقایق،مائده،لیلا ،تارا،شیوا...و غیره) 

واقعا بیشتر درک کردم که داشتن دوستای خوب چقدر حال آدم رو عالی میکنه خدایا بابت همه ی این چیزای خوب ازت ممنونم هزاران بار،اینکه با ذوق و شوق تمام داستان مینویسم یا عکاسی میکنم چقدر حالم رو خوب میکنند،اینکه روابطم رو مدیریت میکنم ولشون نمیکنم رو خیلی دوست دارم  

من دوست داشتن رو خیلی دوست دارم چون بهم ثابت میکنه لااقل قلبم هنوز سالم کار میکنه 

چقدر استاد های مهربونم رو دوست دارم که هنوز من رو قابل میدونند و باهام در ارتباطند(عزیزانی چون خانم پاکدامن پر انرژی و مهربان،آقای کشاورز مهربان،آقای معرفت عزیز، خانم صابری با معرفت و مهربون و استاد داستانم آقای دلگرم که خیلی ماهه) راستی خوانواده ی عزیزم بابا و مامانم و همه ی اون مهربون هایی که کنارم دارمشون همه و همه توی حال خوش الانم دخیل هستند که از همشون ممنونم دنیا دنیاااااااااااا 

  

این عکس هم در راستای علاقم به عکاسی 

  

( تعداد کل: 11 )
   1       2    صفحه بعدی