سلام به دوستای گل و ماهم اومدم که یلدا رو به تک تک شما مهربون ها تبریک بگم و بهترین ها رو براتون آرزو کنم
بعد نوشت
خوشحالم که تو این شب خوب کنار خانواده عزیزم بودم و با هم خوش گذروندیم و اینکه برای اولین بار خاله ها تو خونه ما جمع شدند برام خیلی خوشایند بود و قسمت بهتر ترش این بود که خاله و شوهر خاله ی عزیزم همراه دختر خاله کوچیکم ستایش تا فردایی بعدظهر خونه ما بودند
و حسابی فاز داد فقط حالگیریه شب یلدامون خراب شدن هندوونه بودش که اون رو هم به بزرگیه خودمون بخشیدیم
راستی تصمیم نداشتم که عکس خاصی بزارم تو وبم همینطوری الان تصمیم گرفتم عکس سفره و سبزی پلویی رو که پختم بزارم لذتش رو ببرید
تلــــــــــــخ کـام که باشــی
تلـــــــــــخ زبـــان هم میشــوی و..
کســـــی چـه می دانــد روزگــاری شیریــــن بــودی بـــرای فرهـــادت...
اگر میدانی در دنیا کسی هست که با دیدنش
رنگ رخســارت تغیـــیر میکنــد،
و صــدای قــلبـت اَبرویــت رابه تــاراج میبــرد،
مــهـم نیــست که او مـال تــو بــاشــد
مــهــم این است که فـــقــط بــــاشـد،
زِندگی کــند،
لــذت ببرد و نــفــس بـــکشـد.....
سلام سوگند جان
وای که چقدر دلم برات تنگیده
چه وبلاگ شادی داری دمت گرم عزیزم
منم دوباره وبلاگ ساختم بهم سربزن
قربونت
سلام زهرا جونم
منم همینطور عزیزم
فدات قابل شما رو نداره خخخخخخ
باشه گلم حتما میام پیشت
سلام عزیزم چطوری ؟؟؟ چه خبرا؟؟؟


سلام گلم
فدات عالی ام عزیزم
خبر سلامتی عجب افتخاری بهم سر زدی بازم از این کارا بکن گلم
فروشگاه ظروف سنتی
زیباترین و متنوع ترین و چشم نواز ترین ظروف سنتی
http://saleroom.blogsky.com/
به به چه غذایی منم میخام نوش جانتون
عزیزم
جات خالی فدات
ﮔﺎﻩ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍﺩﺭﺁﻏﻮﺵ ﮔﺮﻓﺖ،



ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ
ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ
ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﺷﺪ
وایییییییی که دلــــــــــــــــم خواست
فدای دلت
<="" font="" color="#ff99cc">
ای قطار .راهت ها بگیر و برو!
دیگر نه کوه ریزش می کند ونه ریز علی پیراهن اضافه
دیگر هیچ چیز مثل سابق نیست.......
قــول مــی دهــی هوایم را داشتــه باشــی ؟
خنــده دار است نــه ؟؟؟
تو مـن را هم نــداری چــه برســد به هوایم !
منم میخام
نانتان گرم
آبتان سرد و
جمعتان جمع باد
در پناه حق، بهشتی باشید
ممنون
سلام سوگند خانم از اینکه می بینم هنوز تو خانواده شمالی هستند ادمایی که فرهنگو حفظ کردن خوشحالم .احتمالن کسایی تو خانوادتون هستن که با دست غذا می خورن وآخ دلم لگ زده برای اونطوری غذا خوردن .یه دیس بزرگ می ذاشتن وسط بعد همه با دست بدون استفاده از قاشق غذا می خوردن .خیلی صمیمی تر و به اندازه تر غذا می خوردن .سبزی ژلو با ماهی و ماست بارونی و سبزی و پیاز دهنم آب افتاد نوش جان.اگه می تونی یه چند تا عکس از غذا خوردن با دست بگسر و بذار تو وبلاگت به یاد قدیما یه حالی بشیم از بس ظروف اومد دیگه حال ما هم ماشینی شده .به امید دیدار دوباره
سلام
مرسی عزیزم
فقط یه شمالی این چیزا رو درک میکنه عزیزم
فدای این حس و حال باحالت
سلام
تقارن رو لحظ نکردی برای عکس
ممنون با توجهتون
خدا نکشتت گشنم شد
اخی شرمندددددددددددددددددده خخخخخخخخ
میدونم خنده دار نیست اما حقیقته ...
گرگ، گرگ میزاید و گوسفند، گوسفند.
فقط انسان است که گاهی گرگ میزاید و گاهی گوسفند.......
چه بد